من و یک مشت سیگار بهمن

وقتی که همه مشکلات را در پشت خنده های مصنوعی پنهان میکنی بالاخره از یک جایی میزند بیرون که غافل گیر میشوی و وقتی سیگارت را روشن میکنی و اولین کام را که میگیری و دود که بلند میشود آب از چشمانت سرازیر میشود. تقلایت بی فایده است این آبریزش ها برای دودی نیست که درون چشمانت رفته است ، توهم نزن دودی در چشمانت نمیچرخد و اینگونه است که شاید میروی در سکوتی که توانایی شکستنش را نداری و لبهایت بهم دوخته میشوند و سکوتی بی پایان میکنی و چشمانت را میبندی و با دهان نفس میکشی که فرو بردود آن پایین ها. آن پایین ، حتی پایین تر از معده و روده. سیگار بهمن روی میز زل میزند به تو به تویی که در خودت و انسانها و دنیا غرق شده ای ، خم میشوی و برش میداری و میکوبی درش و خودش بیرون می آید برایت و فندک میگیری و هستی اش را به آتش میکشی و چشمانت را میبندی و سرت را بر روی بالشتک مبل میگذاری و دلت میخواهد با همین آهنگ هایی گوش میدهی بمیری و دیگر چشمت به دنیا و آدمیانش و هیچ چیز کثیف دیگرش نیافتد. این گونه میگذرد روزگارم اینروزها قابل توصیف نیستم.

/ 8 نظر / 21 بازدید
پیمان

سلام دوست داشتین لینکم کنید ممنون

بابا عظیمی

باتو دنیا خوبست باتو من نفسه آینه را میشنوم و خدا را که دلاویز ترین عطر گل است باتو من میفهمم که شقایق چه گلیست دست تو بیشیه نور ونگاهت سبز چون جنگل دور در نگاه تو خبر از کوچ پرستوها نیست باتو بودن خوبس با تو من میفهمم که شقایق چه گلیست

بابا عظیمی

دلم خوش است که گاهی٬ صدایی بشنوم که ترا تکرار کند. از یادم که نمیروی اما٬ رد پای همه ی فراموشی ها٬ به برهوت فاصله های بی صدا می رسد. حالا منتظرم

sara

salam 2khtar kojai delam barat tang shode be weblogam sar bezan baz minevisam az khodet o donyat o royahat che khabar?

عاشق تنها

سلام دوست عزیز.وبلاگ زیبایی دارین.افتخاربدین به عاشق تنهاهم سربزنین دلتـنگـــــم ... هــــــمـــین ! و ایــــــن نیــــــاز به هــــیچ زبـــان شاعــــرانه ای نــــدارد ... [گل]

esiikiyanie/esikiani

ra@$ jan tebghe mamooooooooooool tooooop bood lovafagh bashi.